از پاره کردن مجوز بازی فردین، توسط مخملباف و مخالفت با حضور ستاره‌ها، تا تحلیل تصادف گوگوش در تهران

«الان را نبین، آن موقع خود آقای خاتمی می‌گفت این جوایز سیاسی است.»/ در یکی از پست‌های گذشته کافه سینما، به حرف‌های این مدیر دهه بسته و تیره 1360، از جنبه حرف‌هایش درباره کیارستمی و مهرجویی و کیمیایی پرداختیم، که بنا به ادعای این مدیر، روی سر مدیران فارابی جا داشتند و بعضی از آن‌ها با حضور سینمای آمریکا و بعضی سینماگران قبل از انقلاب، به نفع خودشان مخالفت می‌کردند. (این لینک) بخشی دیگر از تیترهای این گفتگو را به نقل از تماشاگران امروز درباره وضعیت ممنوع‌الکاری تعدادی از بازیگران را این جا می‌خوانید. ایرج تقی‌پور تهیه کننده دو فیلم اول اصغر فرهادی و یکی از مدیران گروه دولتی هنر و تجربه هم هست.

 
از فائقه آتشین تا فردین و ملک‌مطیعی / آنها چرا ممنوع‌التصویر شدند!
⭕️ گفت‌وگویی خواندنی با ایرج تقی‌پور (یکی از مسئولان فارابی در دهه شصت)

– احمد نجفی در يك مصاحبه گفته بود برای اينكه فردين بازی كند از نهادهای مذهبی در قم برايش نامه گرفته بودند ولی محسن مخملباف آن مجوز را پاره كرد و گفت اجازه نمی‌دهد يكی مثل فردين روی پرده سينما برود. فقط هم او نبود؛ ملك‌مطيعی هم در خاطراتش می‌گويد یک آقايی كه بيشتر كار تلويزيونی می‌كرد، گفته بود اگر ملک‌مطيعی بخواهد بيايد بازی كند من بازی نمی‌كنم. فقط اين نبود كه ميل شخصی آقای بهشتی يا انوار باشد.
-من می‌دانم در يک جلسه آقای بهشتی به آقای فردين گفته بودند كه فعلاً اوضاع اوضاعی نيست كه بشود در آن فردين با هويت سوپراستاری‌‌اش فيلم بازی كند. عجالتا زمان مناسبی نيست بگذاريد زمان بگذرد. او تلاشش را كرد اما امكان بازی كردنش در دهه ۶۰ وجود نداشت. حالا اينكه يك عده می‌گويند كه ضرغامی وقتی مسئول بود مجوز بازی ايرج قادری را داد، اين‌طور نيست‌؛ بايد چند سالی می‌گذشت كه گذشت و به طور طبيعی نوبت به ضرغامی رسيد.
– يادم است كه آقای ايرج قادری در همان سال‌های اول دهه شصت آمد وسط ساختمان امور سينمايی ايستاد و با صدای بلند گفت من اشتباه كردم، بگذاريد به سينما برگردم. طنين صدايش آدم را خرد می‌كرد…
– سوسن تسليمی خودش ول كرد رفت. اينجا كه خيلي هم روابط خوبی داشت و مورد احترام. خودش تصميم گرفت برود آن طرف و هر چيزی دلش خواست بگويد.
– چه كسی برای خانم فريماه فرجامی مشكل تراشيد كه نتواند بازی كند؟ مديريت سينما كشور؟ چه كسی مانع كار ايشان شد؟ خب ايشان خودشان به شرايطی رسيدند در زندگي شخصی‌شان كه ديگر از بازيگری دور شدند. ديگر اشتباهات زندگی شخصی اين آدم‌ها را كه نبايد بياندازيد گردن بهشتی و انوار.
– ببينيد، رک و راستش اين است كه آنها فيلم‌های صحنه‌دار بازی كرده بودند و نمی‌توانستند در شرايط بعد از انقلاب بازی كنند. تازه فردين كه رفتار شخصی‌‌اش در فيلم‌ها مشكلات اخلاقی نداشت، جمشيد آريا كه از اين مشكلات نداشت هم در شرايط بعد از انقلاب برگشتن‌شان سخت بود، چه برسد به آن‌هايی كه اين برچسب روی پيشانی‌شان خورده بود.
– مسئله فردين و ملک‌مطيعی و خيلی از دوستان ديگر اين بود كه می‌خواستند سوپراستار بازی كنند، كرم‌رضايی چنين ادعايی نداشت.
– در آن سال‌ها خانم فائقه آتشين در بزرگراه مدرس تصادف كرده بود و از ماشين پياده شده بود و عصباني بود از اينكه چرا كسی كه با او تصادف كرده او را نشناخته. درد دوستان معترض عموما درد سوپراستاری بود، نه فيلم بازی كردن و سينما.
-الان را نبین که یک عده آنقدر بد رفتار کرده اند که حالا ما باید به چنین سوال هایی جواب دهیم. واقعا در شرایط آن زمان ستاره های فیلم فارسی ها ضد ارزش بودند.
– «وقتی آقای بهشتی در جلسه معاونین وزارت ارشاد این خبر را گفت آقای خاتمی گفت این جایزه ها سیاسی است. اینها می خوهند ما را با چنین جوایزی گول بزنند. کسی امروز اینها را باور نمی کند این حرف ها قطعا برایتان عجیب است اما اینها واقعیت ها دهه شصت بود.»
– تقی پور با اشاره به اینکه محمد خاتمی از همه مدیران وقت آن زمان تندتر بوده به خاطره اولین جایزه بین المللی سینمای پس از انقلاب اشاره می کند.
– آقای مهرجویی روی چشم آقای بهشتی جا داشت. آقای کیارستمی هر لحظه اراده می کرد صاف به اتاق آقای بهشتی می رفت. آقای کیمیایی هم روی چشم آقای بهشتی جا داشت. ما جرات نداشتیم حتی ماشین های اداره را به حیاط فارابی بیاوریم اما آقای کیمیایی با جگوارش به راحتی داخل حیاط می آمد. او تنها کسی بود که این اجازه را داشت.
– بالاخره این دوستان امام زاده که نبودند. مردم هم تصویر آن ها یادشان بود و مدیریت سینمایی نمی توانست بگذارد این ها برگردند. اگر برمی گشتند نمی گفتند ابتذال به سینما برگشته؟ خب این را از مردم بپرسید چرا انقلاب کردند.
– بروید پای صحبت مهرجویی و فرمان آرا بنشینید و ببینید چه می گویند. سینمایی که در آن مهرجویی و فرمان آرا و… کار کنند نبود. اینها دور هم جمع می شدند می گفتند سینمای آمریکایی و رضا صفایی و .. جایی برای فعالیت ما نگذاشته است. سینمای رضا صفایی به سینمای کیارستمی و فرهادی تبدیل شده، این چه ربطی به تندروی دارد؟ ما می خواهیم همه این ها را نبینیم بعد بگوییم اینها تندرو هستند. آقای انوار یک مدیر برنامه ریز بود اما یک مقدار بدخلاق و تندخو بود، ولی دلسوز سینما بود و حسن اش این بود که از سینمایی که آن زمان بود این سینما را ساخت.تماشاگران امروز

دیگر مطالب

Comments are closed, but trackbacks and pingbacks are open.