شهرام قائدی:کارگردان ها در دادن نقش خسیس هستند/ کاش اینترنت نبود

بازیگر سینما و تلویزیون گفت: کارگردان ها نقشی که دوست داری را نمی دهند و خیلی خسیس هستند. باید ویترینت درست باشد تا نقشی که دوست داری را بدهند.

به گزارش ستاره ها؛ شهرام قائدی بازیگر که مهمان برنامه«باغ رمضان» بود، گفت:

کارتون خانه مادربزرگه را خیلی دوست داشتم

کارتون خانه مادربزرگه را خیلی دوست داشتم. به ویژه استاد مسعود کرامتی و خانم معمتدآریا که صدای مرغ و جوجه ها را می گفتند و بعدها با آنها کارکردم. به ویژه مسعود کرامتی که بسیار از او یاد گرفتم و آموختم.

هنوز هم نمی دانم کدام اسمم حقیقی است

من از ابتدا دو اسمه بودم. پدرم خیلی دوست داشت اسمم ابراهیم باشد و مادر و خواهرهایم دوست داشتند اسمم شهرام باشد.

از همان دوران ابتدایی دچار مشکل بودم و هنوز هم نمی دانم کدام اسمم حقیقی است. برخی از دوستان قدیمی ام ابراهیم صدایم می کنند.

در تیتراژهای کارهای اولم هم اسمم ابراهیم می خورد و هیچ اصراری نداشتم عوضش کنم، اما بعدها به این دلیل که گفتند شهرام راحت تر در دهان می چرخد و از این افه ها و بعد شد شهرام.

از کرونا نمی ترسم و اصلا حسابش نمی کنم!

فکر می کنم خاطره تیراندازی پدرم را که هر وقت عصبانی میشد تیر هوایی در می کرد، جایی تعریف کرده بودم که محمدرضا هدایتی در یکی از کارهای مهران مدیری آن را اجرا کرد.

هر وقت می دیدم یاد پدرم می افتادم.از کرونا نمی ترسم و اصلا حسابش نمی کنم. موارد بهداشتی را رعایت می کنم ولی از آن نمی ترسم.

هر سال به شهرمان می رفتیم و خانواده را می دیدم. همسرم دختر دایی ام است و ما بنابراین کلی خرید و برنامه ریزی داریم  برای سفر عید از خرید سوغاتی تا برنامه ریزی برای رفتن، ما کاملا آماده رفتن بودیم که کرونا آمد.

کارگردان ها نقشی که دوست داری را نمی دهند

به خداوندی خدا اگر رژیم می گیرم برای این است که بازیگر هستم. وگرنه فکر می کنم اینقدر چاق می شدم که از در این لوکیشن نمی توانستم رد بشوم.

دلم می خواست اینقدر چاق شوم که نهایت ندارد. هیچ وقت خودم را وزن نمی کنم.

الان هم نمی دانم چند کیلو هستم. به خاطر بازیگری دلم می خواهد بدنم را نگاه دارم. چون کارگردان ها نقشی که دوست داری را نمی دهند. خیلی خسیس هستند.

باید ویترین درست باشد تا نقشی که دوست داری را بدهند.شیوه غذا خوردنم همان شیوه ای است که حالم خوب شد. کم خوری و آهسته خوری خیلی حالم را خوب کرد.

آرزوهایم عمومی است

هدف هایم برای خودم است. اما آرزوهایم برای خودم نیست. با اینکه سر فیلمبرداری همه از من عاصی هستند و شلوغ می کنم و می خندم در خلوت خودم آدم گریه کن و به شدت احساساتی  هستم.

نمی دانم چرا چند وقت است دم گریه هستم و بغض عجیبی دارم. همین الان هم اگر ادامه بدهم شاید حالم خراب شود. حالم خوب نیست.

شاید ربطی به آرزویم دارد. آرزوهایم عمومی است. دلم می خواهد مردم جهان حالشان خوب باشد.

این روزها به راحتی بی احترامی می کنیم

احساس می کنم روزهای خوبی نیست. خیلی به حقوق هم تجاوز می کنیم و به راحتی بی احترامی می کنیم.

هر روز که بیدار می شویم یک جنگی در یک جای جهان راه افتاده است و اتفاقات ناگواری افتاده است که به شدت حالم را بد می کند.

من بچه بودم برادرم خارج از کشور زندگی می کرده است.

ما از ده مان مسافت زیادی می رفتیم و مادرم غذایی درست می کرد و سوار لندرور می شدیم و در جاده خاکی یک ساعت و نیم می رفتیم تا برسیم به مرکزی که مخابرات داشت.

مادرم سفره را پهن می کرد و من و پدرم می نشستیم زیر یک درخت و یک نفر می آمد و میگفت هنوز نگرفته.

پدرم داد می زد تا صدایش برسد. آنجا اگر سر هم می بردند کسی متوجه نمیشد چون همه داشتند داد می زدند تا صدایشان به خارج از کشور برسد.

هر هفته با یک سیستم آنالوگ با یکدیگر ارتباط می گرفتیم و لذت هم می بردیم. به حریم هم تجاوز نمی کردیم.

گوگل آمد که به من و شما ضربه بزند

گوگل آمد که به من و شما ضربه بزند تا من فقط تیتر یک کتاب را بخوانم و بعد پزش را بدهم.

آن زمان باید می رفتم کتابخانه و می خواندم. ما باید اول فرهنگ استفاده از یک وسیله ای را بدانیم. دوستی که نشسته است و راحت می رود در صفحه یک فوتبالیست یک جور دیگری است و احساس مالکیت می کند. من به دلیل ترافیک و هیاهو خارج از تهران زندگی می کنم.

الان که کلی فشار روحی و روانی روی من است.کارم تعطیل شده، روابطم با خانواده ام قطع شده است و صاحبخانه رویم فشار می آورد اما یک چیزی هست به نام بچه که باید حواسم به او هم باشد.

او قلبش کوچکتر است و باید بیشتر به او توجه کرد. به بچه ها عشق بدهیم بهتر حرفهایمان را گوش میدهند.

0 0 رأی
رأی به مطلب
دیگر مطالب
دنبال کردن
اطلاع از
0 نظر
Inline Feedbacks
View all comments