منوچهر هادی:من فیلمساز صنعتی هستم|اشتباه‌‌های رحمان ۱۴۰۰ را می‌پذیرم

من یک فیلمساز صنعتی هستم. وقتی نیسان آبی را می‌سازم به صنعت سینما و پلتفرم فکر می‌کنم و اینکه مخاطب راضی باشد. شوخی جنسی آنچنانی هم نمی‌کنم.

به گزارش ستاره ها و به نقل از فرهیختگان؛ چه از خودش و چه از کارهایی که ساخته خوش‌مان بیاید، چه خوش‌مان نیاید نمی‌توانیم حضور و اهمیتش را در سینما و سریال‌سازی امروز ایران انکار کنیم.

حضور  منوچهر هادی بین کارگردانان پولساز سینما و پرکاری‌اش در شرایط فعلی اقتصادی نشان‌دهنده این است که او راهی را که می‌رود فارغ از کیفیت و ارزشگذاری می‌شناسد و رگ خواب مخاطب را بلد است.

وقتی سیر فیلمسازی شما را می‌بینیم برداشت این است که از مدل فیلمسازی در فیلم‌هایی مثل «قرنطینه» و «زندگی جای دیگریست» و «یکی میخواد باهات حرف بزنه» که مخاطب را سخت درگیر فیلم‌های شما می‌کرد، خسته شدید. به نظر شما اتفاقاتی که برای فیلم‌های قبلی شما رقم خورد در تغییر این مسیر موثر بود؟

این تغییر مسیر اتفاقی شد. من هنوز هم دوست دارم فیلم اجتماعی بسازم. الان هم در تدارک ساخت فیلم اجتماعی هستیم. فعلا درباره این صحبت نمی‌کنم ولی خیلی ناخواسته مسیر من یک‌باره تغییر کرد و کاملا غریزی بود.

پس قبول دارید مسیر فیلمسازی شما تغییر کرده است.

بله. مشخص است که تغییر کرده است. مگر می‌شود از «زندگی جای دیگریست» و «قرنطینه» به «من سالوادور نیستم» برسید و بگویید تغییری نکرده است؟

تمام کشورهای دنیا را سفر کرده‌ام، البته عشق خارج رفتن ندارم ولی احساس کردم اینکه در 6-5 ماه دوبار پیشنهاد کار در برزیل می‌شود مطمئنا اتفاقی نیست. درنهایت آنجا رفتم و سالوادور را ساختم و پرفروش‌ترین فیلم تاریخ سینمای ایران شد؛ رکوردی که قبلا برای «اخراجی ها» و «نهنگ عنبر2» بود. آنجا فهمیدم کاملا غریزی کمدی را می‌شناسم.

یعنی نمی‌خواستید فیلمی پرفروش بسازید؟

خیر. واقعا از ابتدا این نظر را نداشتم. یک پیشنهادی شد و ساختم و پیش‌بینی من دو، سه میلیارد بود. فیلم طوری فروش رفت که وقتی بررسی کردم نقطه‌قوتی داشت ولی همان کاری که در فیلم‌های دیگر کرده بودم را اینجا هم کردم. منتها فضا تغییر کرد. ممکن است کاملا غریزی یک توانایی داشته باشید که وقتی به سمت آن می‌روید و در آن زمینه مطالعه می‌کنید، پخته‌تر می‌شوید و مشخص می‌شود توانایی شما در آن است یا در جایی بیهوده تلاش می‌کنید و غریزی چیزی در وجود شما نیست. مثلا طرف سعی می‌کند خواننده شود ولی چیزی از آن در نمی‌آید ولی یک نفر غریزی این توانایی را دارد و با کلاس و مطالعه آن را درجه یک می‌کند.

احساس می‌کنم در فضای کمدی با فیلم‌هایی همچون «سالوادور»، «آینه‌بغل»، «رحمان 1400» و «نیسان آبی» و… علاوه‌بر اینکه باید حرفی بزنم، قطعا هیچ فیلمی بدون پیام نیست، وظیفه اولی که دارم این است که فیلم‌ها مخاطب را سرگرم کند و فضای شاد و مفرحی برای او ایجاد کند. احساس می‌کنم این در وجود من است. بعد از سالوادور می‌گفتند برزیل بود و عطاران بود و ریوالدو را آوردید.

آن زمان هم حضور ریوالدو خیلی سروصدا کرده بود.

ما می‌خواستیم فوتبالیست مشهور برزیلی بیاوریم و از ایران هم مشخص نبود چه بازیگری در فیلم حضور دارد. حتی با رونالدو هم مذاکره کردیم که آن زمان باید دو میلیارد و 500 میلیون تومان به پول خودمان پرداخت می‌کردیم. درحالی که کل فیلم را با یک‌میلیاردونیم ساختیم.

به ریوالدو چقدر پرداخت کردید؟

به ریوالدو حدود 100 میلیون پرداخت شد و یک جلسه هم آمد. بیشتر به‌خاطر مدرسه بچه‌های بی‌سرپرست قبول کرد و آن پول را همانجا به خیریه تقدیم کرد.

شما از سریال «دل» دفاع می‌کنید؟

100درصد از کارم دفاع می‌کنم. از سریال «دل» تا الان که چهار سال و نیم می‌گذرد، با پیش‌تولید پنج سال می‌شود، سریال «گیسو» را ساختم و الان هم «نیسان آبی» را ساختم.

در ایام کرونا من 10 ماه بیکار بودم. بعد از «گیسو» هفت‌ماه بیکار بودم که «نیسان آبی» کلید خورد. در پنج‌سال سه سریال ساختم و نمی‌دانم چرا اینقدر سریال‌ها و کارهای من دیده می‌شود. نمی‌دانم چرا همه فکر می‌کنند من 14 ماه در سال سر فیلمبرداری هستم.

کار من کارگردانی است. وقتی کار به من پیشنهاد می‌شود چرا قبول نکنم؟ همین الان 15-10 پیشنهاد کار دارم که قرارداد نمی‌بندم.

 سینمایی، سریال، تلویزیون؟

بله. خیلی از تلویزیون زنگ می‌زنند.

انگار عددها برای شما مهم است که یک فیلم چقدر در هفته اول و ماه اول بفروشد و…؟

مشخص است که مهم است. این تجارت من است.

ریتم را در گیسو و حتی پلان‌های لایی تندتر کردید. یعنی مخاطب می‌فهمد در پاسخ به انتقاد واکنش نشان داده شد. شاید این واکنش جزئی هم باشد اما به هر دلیلی این کار را کردید مخاطب این تغییر را می‌فهمد.

انصافا این مطلب برای این نبود ولی دقت داشتم گیسو را با ریتم تندتری بسازم، چون فیلمنامه می‌طلبید. ماجرا قدری پلیسی و ماجرای سه جوان بود که با هم شریک هستند.

یک‌سری جوان به دنبال پولی، چه به حق و چه ناحق بودند و این می‌طلبید ریتمش تند باشد. در سریال دل نمی‌طلبید ریتم تند باشد، چهار صفحه و نیم ساره بیات و حامد بهداد در کافی‌شاپ دیالوگ می‌گویند، بگویم دیالوگ‌ها را سریع‌تر بیان کنند؟ سکانس عاشقانه است. در جاهایی کلیپ بود و جاهایی می‌شد زودتر کات زد ولی آن کار ریتم کندی داشت و سرعت کار همین بود. اشکال کار را فهمیدم، در فیلمنامه پر از سکانس‌هایی است که دو نفر سه یا چهار صفحه دیالوگ دارند.

بعد که ساخته شد این را فهمیدید؟

بله. من به جایی رسیده بودم که می‌گفتم منوچهر هادی هرچه بسازد مردم می‌بینند. دل را هم دیدند و گیسو را هم دیدند. کامنت برای من آمده بود که این چه فیلم‌هایی است که می‌سازید، 9 کار را عنوان کردند که بد است. وقتی کار بد است چرا نگاه می‌کنید؟ 9 کار از من دیده‌اید و شاکی هستید؟ بهتر نیست کارهای من را نگاه نکنید؟ مطمئنا یک چیزی وجود دارد که کار من را تماشا می‌کنید.

چندبرابر هزینه‌ای که برای دل کردید بازگشت داشته است؟

آنها محاسباتی است که تهیه‌کننده هم نمی‌داند. محاسبات مربوط به فیلیمو و نماوا فرمول‌های عجیبی دارد که ما هیچ‌گاه نپرسیدیم و هیچ‌گاه هم برای ما توضیح ندادند. وقتی کاری می‌سازید و پلتفرم دوباره دنبال شما می‌آید و دوست دارد با شما کار کند یعنی کار جواب داده است.

پنج‌میلیون مخاطب کار را دیده‌اند و 500 هزار نفر مخالف هستند. بیشتر نیست. حتی یک میلیون مخالف باشند یعنی چهارمیلیون نفر پلتفرم سود کرده است. کدام مسیر را شما رفته‌اید که 100 درصد رضایت در آن بود؟

کامنت‌های فیلم آقای فرهادی را بخوانید، همه به ایشان اعتقاد داریم و به ایشان افتخار می‌کنیم. شاید کلا خط فکری ایشان سلیقه برخی نباشد ولی نمی‌توان گفت فیلمساز بدی است.

باز هم نمی‌تواند همه را راضی نگه دارد. من هم فیلم می‌سازم و تمام تلاشم این است که تمام کامنت‌ها و بازخوردها مثبت شود و لذت برای من این است که استقبال خوبی شود یا رضایت مردم بالا باشد. این رکورد است.

برای چه چیزی فیلم می‌سازید؟

ابتدا برای حیثیت خودم سعی می‌کنم فیلم خوب بسازم. بعد برای مخاطب فیلم می‌سازم.

منتقد با حیثیت شما بازی می‌کند.

برای من مهم نیست. معتقدم اگر منتقد آبرو داشته باشد منصفانه نقد می‌کند.

یک نقد این است که منوچهر هادی براساس جنس مناسبات اقتصادی فیلم می‌سازد.

من یک فیلمساز صنعتی هستم. وقتی نیسان آبی را می‌سازم به صنعت سینما و پلتفرم فکر می‌کنم و اینکه مخاطب راضی باشد. شوخی جنسی آنچنانی هم نمی‌کنم.

اما در آثار شما شوخی جنسی وجود دارد.

بله. رحمان 1400 شوخی جنسی داشت. نقدها را خواندم، کامنت داشتم که با زن و بچه فیلم را دیدیم و وسط فیلم از سالن بیرون آمدیم. قبول دارم یک صحنه‌هایی اشتباه بود. اشتباه این بود که ارشاد باید محدودیت سنی تعیین می‌کرد.

در «نیسان آبی» هم رگه‌هایی از شوخی جنسی وجود دارد.

خیر. نیسان آبی را با خانواده می‌توانید ببینید. نمی‌توان اصلا در آن شوخی نداشت، به نسبت سریال‌های کمدی یکی از سالم‌ترین سریال‌هایی است که با خانواده می‌توانید تماشا کنید. یکی 50 درصد شوخی جنسی دارد و یکی کمتر است. شوخی جنسی در کمدی خیلی مهم است. شوخی با مذهب، سیاست و… مهم است. به نظر شما کمدی به چه چیزی گفته می‌شود؟

شما همچنان موافقید که «رحمان 1400» اکران شود اما با رده‌بندی سنی؟

بله، این کار باعث می‌شد یک‌سری کدورت‌ها ایجاد نشود. در تلویزیون ایران دکتری درباره روابط زناشویی صحبت می‌کند، آیا بچه باید ببیند؟ قبل برنامه اعلام می‌کنند که برنامه پزشکی است و درباره روابط زناشویی است. ابتدا مجری اعلام می‌کند و خانواده‌هایی هستند که برنامه را در نبود بچه می‌بینند.

بالاخره یک مناسباتی دارد. من هم مقصر هستم ولی همیشه صفر تا 100 تقصیرها گردن کارگردان می‌افتد. من فیلمساز هستم و پول خوب را من می‌گیرم و تشویق خوب هم من می‌شوم و تنبیه را شخصا قبول می‌کنم. یک‌سری نقدها منصفانه و کارساز است، یک‌سری نقدها کارساز است اما نامحترمانه بیان می‌شود.

من با این نقدها کیف می‌کنم. من می‌گویم فردی که به من فحش داده از کجا ناراحت است؟ اگر با من خالی می‌شود من او را می‌بخشم. فیلم من بد است، تماشا نکنید، نمی‌گویم از این مملکت بروید.

منتقد هستید ولی حق ندارید فحش دهید. اگر می‌خواهید فحش دهید من به‌عنوان منوچهر هادی ناراحت نمی‌شوم و می‌گویم شاید آرام شده است. اگر اشتباهی در کار من باشد تلاش می‌کنم رفع کنم.

با نقد هم منصفانه برخورد می‌کنم. «دل‌وگیسو» منتقد زیاد دارد و اشکال کار را بررسی می‌کنم. آن اشکالات در نیسان آبی تقریبا رفع شده است.

درست است ژانر فرق دارد ولی تلاش کردم میزان مخاطب ناراضی را قدری راضی کنم. اینها با تجربه ساخت دل و گیسو به دست می‌آید. کمدی رحمان شوخی جنسی داشت و باید رده‌سنی مشخص تعیین می‌شد. اصلا مگر می‌توان برای ساخت فیلم قائل به حدودی نبود؟ شما را قائل به این می‌کنند.(با خنده) این فیلم پروانه نمایش گرفته است.

ما از اعضای پروانه نمایش پرسیدیم حاضر هستید با خانواده این فیلم را تماشا کنید، گفتند خیر.

خب، چرا مجوز دادند؟ وقتی مجوز می‌دهند و مشابه این شوخی‌ها و حتی بدتر را در فیلم‌های دیگر می‌بینم اما به من گیر می‌دهند باید قدری تامل برانگیز باشد.

99 درصد مردم این را دوست داشتند. خانمی به من گفته بود بچه من بالای 50 بار رحمان را دیده‌ است، منع کردم و گفتم نباید بچه این فیلم را ببیند. ما هم می‌فهمیم و خانواده داریم ولی در مورد سینما فرد پول می‌دهد و به سالن سینما می‌رود تا فیلم ببیند و تفریح کند. اگر محدودیت سنی مشخص شود شما نمی‌توانید مناسباتی که بین زن و شوهر است را بین دختر و پسر 9-8 ساله ببینید.

ادعایی که درباره رحمان 1400 شد، این بود که مافیای اکران در گرفتن پروانه نمایش تاثیر داشت.

فیلم رحمان زمانی که آماده شد 10-9 ممیزی داشت و از این تعداد 7 مورد را انجام دادیم و دو مورد را توافق کردیم. خیلی ساده بود. مافیایی در کار نبود. شورای پروانه نمایش وجود دارد که 7 نفر در آن هستند، در شورای پروانه ساخت هم 7 نفر هستند. به حد نصاب نرسد اصلا جلسه برگزار نمی‌شود. این فیلم را دیدند و مجوز دادند. شما فیلم را دیدید، این فیلمی بود که باید توقیف می‌شد یا چند صحنه را بزنند؟ صفر تا 100 فیلم وقیحی نبود.می‌شد چند صحنه را حذف کرد.

«رحمان 1400» اگر گرفتار حاشیه نمی‌شد، می‌توانست یک کمدی مهم سیاسی شود. کاراکتری هم که از مهران مدیری در این فیلم نشان دادید هم نزدیک به برخی از آدم‌هایی سیاسی امروز جامعه ایران بود.

در نقش مهران مدیری خواستم فرد ریاکاری را نشان دهم که به وضوح در جامعه دیده می‌شود. یک آدم ریاکاری که جای مهر روی پیشانی دارد و رفتار او الهام گرفته از خیلی از مردان سیاسی است. افرادی که از جملات مقام معظم رهبری یا جملات امام خمینی برای سوءاستفاده الهام می‌گیرند. این بد است.

اصولا فیلمساز سیاسی نیستم. من آدمی را نشان دادم که با ریاکاری جلو می‌رود. از این آدم‌ها بسیار داریم. مدل فلان کس حرف می‌زند، مدل فلان کس رفتار می‌کند، مدل فلان شخص لباس می‌پوشد تا نشان دهد فرد موجهی است اما خلاف می‌کند. از این افراد زیاد داریم که من این مدل آدم‌ها را در این نقش نشان دادم.

فیلمی ساخته‌ام به نام «یکی می‌خواهد باهات حرف بزنه»، 14 صفحه مجله فیلم برای آن نوشته بود. که خود من تعجب کردم. تحلیل‌هایی انجام دادند که واقعا بخش‌هایی از آن را من فکر نکرده بودم.

در نیسان آبی آدم‌هایی را انتخاب کردم که به من اعتقاد داشته باشند

در نیسان آبی اولین کاری که کردم، آدم‌هایی را انتخاب کردم که به من اعتقاد داشته باشند، نه اینکه قبلی‌ها اعتقاد نداشتند. در جاهایی من با کسی رفاقت کردم و آن آدم از رفاقت من سوءاستفاده کرد. نه اینکه جلوی او کم بیاورم، ولی از یک‌جایی به بعد نمی‌توانستم برگردم و رفاقت را تمام کنم.

گفتم اجازه می‌دهم این فیلم تمام شود. بعد از گیسو و دل به خودم گفتم سعی کن فیلم بعدی را طوری بسازی که چیزی باشد که دوست داری و با آدم‌هایی کار کن که به تو اعتقاد دارند و از همه مهم‌تر تمام انرژی را روی فیلمنامه گذاشتم. یعنی فیلمنامه را خریدیم و یک‌بار دیگر من و آقای دولتخانی نسخه سینمایی آن را نوشتیم و بعد برای سریال آمد و یک‌بار دیگر آقای دولتخانی از قسمت یک تا 20 نوشت. یک نویسنده دوباره اضافه کردیم و دوباره از یک تا 20 نوشتیم.

یعنی ابتدا قرار بود فیلم سینمایی باشد؟

بله. پروانه ساخت سینمایی داشتیم. قسمت‌ به ‌قسمت جلو رفتیم. برای اینکه صفر تا صد فیلمنامه را نه به‌عنوان کارگردان و تهیه‌کننده بلکه فراتر از این با تیم نویسنده وقت گذاشتیم و در اجرا به بچه‌ها گفتم هر لوکیشنی می‌خواهید بنویسید.

من 5 ماه در لوکیشن‌های سخت کار کردم. خواستم فضای جدید را مخاطب به لحاظ بصری احساس کند. به همه‌چیز فکر کردیم و خداراشکر که جواب داد. به این فکر کردم نقدها و اشکالاتی که یک‌سری از مخاطبان به دل و گیسو داشتند، در اینجا نداشته باشیم.

با حسین یاری ریسک کردیم و او هم پذیرفت و ریسک کرد. او کمدین نیست، کمدی بازی کرده است. خانم بهناز جعفری کمدین نیست و یک‌سری بازیگر بچه و جوان انتخاب کردیم.

آقای جمشید هاشم‌پور کمدین نیست، آقای خمسه نقش یک رزمنده را بازی می‌کند که اصلا نقش کمدی ندارد. یوسف صیادی کاملا جدی است. یعنی خود را به چالش کشیدم. فضا با همین صمیمیت و گرما جلو می‌رود و کار به جایی می‌رسد که تعجب‌برانگیز است.

کارهایی در نیسان آبی کردید که اتفاقا مشخص می‌شود دقت داشتید از فرمول‌ها و راه‌های مطمئن بروید. مثلا در فیلم‌های کمدی، آنهایی که زوج دارند، موفق هستند. دو نفری را آوردید که ریسک زیادی دارد یعنی مهران غفوریان را کنار حسین یاری گذاشتید. قبل از اینکه به این ورود کنیم دلم می‌خواهد این را بگویم که یک ویژگی مشترک در همه کارها دارید و آن هم نمایش فاصله طبقاتی در جامعه است.

به نظر می‌رسد در نیسان آبی دوباره سراغ افرادی رفتید که قبلا در فیلم‌های دیگر از آنها حرف زدید. برای این جنس آدم‌ها چه ویژگی‌ای قائل هستید؟

من خودم از ابتدای زندگی‌ام در خانواده‌ای بودم که تامین بودیم. غم نان نداشتیم ولی بچه پایین‌شهر، سه‌راه افسریه، سه‌راه مسعودیه بودم. اگر شب گرسنه نخوابیدم ولی فقر را دیدم. گرسنگی همسایه را دیدم. خانواده‌ای را دیدم که پول نداشته فرزند خود را به دانشگاه بفرستد و پدر خانواده شرمنده بوده است. اینها را باید دید.

اگر نیسان آبی درمی‌آید و اگر کارگر ساده نیازمندیم و آینه بغل درمی‌آید که یک بچه جنوب‌شهری عشق این را دارد که نامزد خود را با مازراتی بیرون ببرد، هم خودم آن را لمس کردم و هم دیدم. اگر همه‌اش خودم نبودم ولی اطراف خود دیده‌ام. تا این را نبینید و با سلول‌های بدن لمس نکنید نمی‌توانید به تصویر بکشید. درباره فقر فیلم اجتماعی می‌سازید ولی درنمی‌آید ولی شما حسین یاری را از من می‌پذیرید. بچه‌های او را می‌پذیرید.

دیگر مطالب
درج نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد!