ساموئل: در ایران به بازیکن دست می زنی می افتد زمین!/نژاد پرستی در فوتبال از بین نمی رود

ساموئل جی لوید سورپرایز علی فتح ا… زاده در فصل گذشته بود. وقتی از آندو پرسیده بودند نظرت درباره حضور او در استقلال چیست، پاسخ داد بود: «شوخی می کنید.»

به گزارش ستاره ها؛ این بازیکن همبازی تیموریان در بولتون بود. در سال هایی که او روی نیمکت این تیم انگلیسی می نشست، ساموئل فیکس بولتون بود. از بازیکنان استقلال که درباره او می پرسید، بدون مکث از حرکات حرفه ای اش می گویند، از بغل پاهایش و از بازی بدون اضافه کاری اش. با این پیش زمینه و با آن کارنامه درخشان، ساموئل میهمان ما بود….
*از اینجا شروع کنیم که چه شد ایران را انتخاب کردی؟
از خیلی وقت پیش من و بامداد همدیگر را می شناختیم. ما از طریق یکی از دوستان مشترکی که داشتیم، فهمیدم از ایران پیشنهاد دارم. در واقع دوست من به بامداد گفته بود ساموئل بازیکن آزاد است. او هم توضیح داده بود شرایطی برای همکاری در ایران وجود دارد. من به صورت تلفنی با بامداد درباره پیشنهاد استقلال حرف زدم. قرار شد به تهران بیایم. آمدم و یک هفته ای هم ماندم و شرایط را دیدم و دوباره برگشتم انگلیس، تا تصمیم بگیرم.
*البته دقیقا در همان روزها، اتفاقاتی افتاد. بحث بین ایران و انگلیس بر سر سفارتخانه آنها بالا گرفت…
زمانی که من آمدم سفارتخانه انگلیس بسته شده بود ولی من آمدم ماندم و اینجا را دیدم. فراموش نکنید من فوتبالیست هستم نه سیاستمدار. منتها خانواده من یک خانواده عادی هستند و چیزی را می دیدند که تلویزیون پخش می کرد. به خاطر همین باید برمی گشتم و به آنها می گفتم که اینجا همه چیز آرام است.
*خوب می دانیم که در آن روزها رسانه های انگلیس از ایران تصویر بدی ساخته بودند و می گفتند کشور ما جای خطرناکی است و همیشه در ان جنگ وجود دارد.
برای من حضور در ایران یک فرصت بود. 30 سالم است. مدت کمی می توانم به صورت حرفه ای فوتبال بازی کنم و این برای من یک تجربه بود، حضور در یک محیط جدید. وقتی من آمدم، همه چیز دقیقا برخلاف چیزهایی بود که درباره ایران شنیده بودم. همه چیز آنطوری نبود که برایم تعریف کرده بودند.
*چه چیزی در ایران تو را ترغیب کرد تا این قرارداد را امضا کنی؟ با توجه به اینکه، همه احساس می کردند دیگر این قرارداد امضا نخواهد شد.
برای من چیزی که مهم بود، دیدن فضا بود. برای ما همیشه یک تصویر بدی برای ایران ساخته بودند به همین دلیل نیاز بود که بیایم و بفهمم آیا چیزهایی که در رسانه ها می گویند، درست است؟ برای من پیشنهاد ایران متفاوت بود، به آن احساس خوبی داشتیم. وقتی آمدم متوجه شدم، همه چیز را برعکس به ما گفته اند. اینجا زندگی وجود دارد. مردم خیلی راحت کنار با هم معاشرت می کنند. در خیلی کشورهای عربی شما این چیزها را نمی بینید. واقعا همه چیز را متفاوت دیدم. اگر هم رفتم، فقط به خاطر مشاوره گرفتن بود. به هر حال باید آن ها را قانع می کردم.
*از نظر فنی چطور؟ اینجا خیلی چیزها متفاوت است با آن چیزی که قبلا در لیگ برتر تجربه کرده بود.
 اول اینکه فوتبال آنجا سرعت بالاتری دارد و قابل قیاس نیست ولی بازیکنان ایران توانایی فردی بالایی دارند. تفاوت خیلی بزرگ دیگر امکانات اینجا با انگلیس است. تفاوت کیفیت زمین های فوتبال است… اینجا به صورت خیلی محترمانه تر، کلنگی تر است! ذهنیت و طرز تفکر بازیکنان اینجا با اروپا هم تفاوت دارد. حتی قدرت بدنی بازیکنان متفاوت است. یعنی می خواهم بگویم تفاوت زیادی وجود دارد. اینجا، داوری هم با اروپا خیلی فرق دارد. وقتی به بازیکن دست می زنی، الکی خودش را زمین می اندازد و حتی داور به بازیکن کارت زرد نشان می دهد. داور اصلا به شرایط آن بازی خاص و به اینکه هشدار بدهد به تو، توجه نمی کند. مثلا اگر یک بازیکن در انگلیس فحش بدی در زمین بازی بدهد، داور به او کارت نشان نمی دهد. ابتدا به او تذکر می دهد، اگر مراعات نکردی کارت می گیری. برای من 3 بازی طول کشید که بفهمم اصلا جریان چیست و باید چطور رفتار کنم که در همان سه بازی، 3 اخطار گرفتم!
*اغلب بازیکنان استقلال انگلیسی بلد نیستند. تو چطور با آنها ارتباط برقرار می کنی؟
من بعضی از واژه های فوتبال را خوب یاد گرفته ام. تمام تلاشم را کرده ام تا هر روز کلمات جدیدی یاد بگیرم. هر روز موقع رفتن به تمرین یه وقت برگشتن، چون زیاد در ترافیک هستیم، کلمات را یادداشت می کنم. از راننده ام زیاد می پرسم. اگر بخواهید الان چند کلمه فارسی به شما می گویم(به فارسی می گوید)؛ سلام، خوبی، چطوری، راست، چپ، بالا، برو، پائین، خیلی، گروه، دست، پا، یخ، برف و…
*کدام بازیکن به تو فارسی یاد می دهد؟
من خیلی تمرین می کنم. بیشتر در ماشین تمرین فارسی می کنم. یک راننده به اسم مجید دارم که خیلی با هم دوست هستیم و او کلمات را به من می گوید. روزی 10 تا کلمه یاد می گیرم.
*کمی درباره تماشاگران حرف بزنیم. او از جایی آمده که هولیگان دارد یا آدم هایی که شدیدا عاشق فوتبال هستند. این چیزی که در ایران دیده، چقدر شبیه به آنجاست؟
اولا هولیگان که دیگر در انگلیس وجود ندارد. حتی نژاد پرستی هم از بین رفته. اگر هم پیش بیاید، مردم و مسئولان برخورد می کنند. اینجا اتمسفر کاملا متفاوت است. با اینکه همه چیز خوب است ولی گاهی شما می بینید که سنگ پرتاب می کنند یا برف. در تبریز خیلی به سمت ما برف پرتاب کردند که حتی خورد به سر بعضی ها.
*درباره نژاد پرستی گفتی یاد حرکت سوارز روی اورا افتادیم در بازی منچستر یونایتد و لیورپورل. برداشت تو از این ماجرا چه بود؟
این یک پدیده جهانی است که همیشه بوده و خواهد بود. خیلی سعی می کنند آن را کم کنند ولی همیشه وجود خواهد داشت. به عنوان یک بازیکن دوست دارم این پدیده از بین ببرد، ولی به هر حال هست. بیشتر از این کاری هم که می کنند، نمی شود کرد. ما به عنوان یک مدل در جامعه باید خودمان را کنترل کنیم چون جوان ها ما را زیر نظر می گیرند.
*بی شک اینها خارج از زمین فوتبال ممکن است با هم ارتباط دوستانه هم داشته باشند؛ مثلا سر قضیه جان تری. واقعا چه اتفاقی می افتد که در زمین از این کارها می کنند؟
من نظر خاصی ندارم و نمی دانم چرا این اتفاق می افتد. ولی آدرنالین خون در بازی خیلی بالا می رود. فکر می کنم به همین خاطر بعضی بازیکنان در زمین کارهایی می کنند که با کارهای خارج از زمین شان تفاوت دارد.
*انگلیس همیشه بازیکنان خوبی داشته، با این لیگ معتبرش. ولی وقتی این بازیکنان در غالب تیم ملی قرار می گیرند موفق نمی شوند. شاید تو هم یادت نباشد آخرین قهرمانی تان چه بود!
یکی از مسایل دیگر فوتبال است که قابل توضیح نیست. شاید در ذهن هوادارها انگلیس باید همیشه قهرمان شود. این تیم به خاطر ستاره هایش، توقعات زیادی را به جا گذاشته. الان در ایران از استقلال همین توقع است در حالیکه ما یک زمین فوتبال داریم و ممکن است در آن هر اتفاقی بیفتد. 
 
 

دیگر مطالب

Comments are closed, but trackbacks and pingbacks are open.